على ربانى گلپايگانى
284
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
مصنف علامه ( ره ) اين مطلب را از طريق تجزيه و تحليل قضاياى صادقه « 1 » اثبات كردهاند ، زيرا قضاياى صادقه واقعنما و حكايتكنندهء واقعيت خارجى و عينى هستند ، بنابراين هرگاه مفاهيم تشكيلدهندهء قضايا دو گونه باشند : 1 - مفاهيم مستقل . 2 - مفاهيم غير مستقل و وابسته ، نتيجه مىگيريم كه محكى عنه اين قضايا ، يعنى واقعيت و هستى خارجى هم دو گونه است : 1 - مستقل و فى نفسه 2 - غير مستقل و فى غيره . در قضاياى صادقه « 2 » ، علاوه بر موضوع و محمول ، امر ديگرى تحقق دارد كه رابط ميان موضوع و محمول است ، و واقعيت آن هم مستقل از واقعيت موضوع و محمول نيست . بنابراين در اينجا دو مدعا مطرح است : 1 - واقعيت سوّمى وراء موضوع و محمول تحقق دارد . 2 - آن واقعيت مستقل و « فى نفسه » نيست . دليل بر مدعاى نخست اين است كه ما اگر هريك از موضوع و محمول را به تنهايى تصور كنيم و يا اگر موضوع را با محمول ديگر ( انسان را با قيام نه ضحك ) و يا محمول را با موضوع ديگر ( قيام را با موجود ديگرى غير از انسان ) مقايسه نموده و نسبت دهيم ، آن واقعيتى را كه به هنگام مطالعه موضوع و محمول با يكديگر ( انسان و ضحك ) يافتهايم ، نخواهيم يافت و اين خود بهترين شاهد بر اين است كه وراء موضوع و محمول ، واقعيت سوّمى هم تحقق دارد . دليل بر مدعاى دوّم اين است كه اگر اين امر ثالث بسان واقعيت موضوع و محمول داراى معنا و مفهوم مستقلى باشد ، براى ايجاد ارتباط ميان آن با هريك از موضوع و محمول نياز به واقعيت ربطدهنده داريم و شمارهء اجزاء قضيه از رقم ( 3 )
--> ( 1 ) اين شيوه استدلال را مصنف ( ره ) در بحث مواد ثلاث ( مرحلهء چهارم ) براى اثبات اينكه وجوب و امكان داراى واقعيت خارجى هستند ، نيز به كار گرفته است . ( 2 ) اگرچه قضاياى كاذبه هم از اين جهت با قضاياى صادقه يكسانند ، ولى چون حكايت از خارج نمىكنند ، صلاحيت براى استدلال را ندارند .